تاريخ : ۱۳٩٢/٢/٢٤ | ٦:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده :

بالاخره من به یکی از آرزوهای مهم زندگی خود رسیدم و بالاخره میتونم کم کم به طور رسمی خودم رو دانشجوی جغرافیای سیاسی بدونم اگه خدا بخواهد و عمری باقی باشد. دانشگاه تربیت مدرس،خوارزمی،تهران و فردوسی مشهد  هر کدام قبول شوم برایم اهمیتی ندارد و مهم این است که فکر کنم ،مشورت کنم، یاد بگیرم  ، باز یاد بگیرم،بفهمم،باز بفهمم ،بنویسم، باز بنویسم و هر روز آن جمله ی سقراط در دوران دبیرستان به یادم باشد که می گفت بدانم که نمی دانم. رتبه ام 10 شد و خدا را شکر میکنم.حتی اگر 100 و یا 200 و یا 1 هم میشدم او را شکر می کردم  چون فقط خود خدا میداند که چه عنایاتی به من کرده است و بس .

بعد از خداوند متعال از پدر ، مادر و برادر عزیزم که در طول 22 سال حیاتم از هیچ کمکی برای  پیشرفتم دریغ نکردند کمال تشکر را دارم.

دیر سالی بود که من به این گرایش از جغرافیا علاقه مند شده بودم و طوری علاقه مند شده بودم که فقط سال اول دوره ی کارشناسی خودم رو متعلق به جغرافیای طبیعی(اقلیم شناسی) میدونم و از سال دوم دوره ی کارشناسی مطالعات و فعالیت هایم سمت و سوئی جغرافیایی-سیاسی گرفت . البته در این علاقه مند شدن من به جغرافیای سیاسی  سه فرد به طور ویژه  و اساسی موثر بودند که قطعا تا آخر عمر  در داخل قلب من قرار گرفته اند و  همانند برادر و پدرم  دوستشان دارم:

 دکتر مراد کاویانی راد (دکترای جغرافیای سیاسی از دانشگاه تربیت مدرس) که من نخستین الفبای تفکر جغرافیایی را از وی آموختم.زمانی که هفته هایم را در حال خواندن کتاب " ناحیه گرایی در ایران از منظر جغرافیای سیاسی " سپری می کردم بی شک بهترین روز های زندگانی بر من می گذشت ، چقدر از آن کتاب آموختم و چقدر آن کتاب علاقه ی من را بیشتر کرد مخصوصا زمانی که  قسمت ناحیه گرائی در بلوچستان را مطالعه می کردم.بنده به شخصه ایشان را (کاویانی ماندگار) پیش خودم می دانم و دلیل هم دارم برای این لقب و آن این است که ایشان با وجود اینکه حدود 34 سال بیشتر سن ندارند واقعا از خود تالیفاتی (چه در قالب مقاله و چه در قالب کتاب) به یادگار گذاشته اند که به نظر من برای همیشه در تاریخ جغرافیای سیاسی ایران خواهد ماند و البته هر سال بر تعداد آنان اضافه می شود و گذشته از آن ، افکار و عقاید ایشان برای هر انسان معتدل قابل ستایش است.در کل من اگر تا صبح هم از این استاد فرهیخته و انسان برجسته  بگویم به خدا کم گفته ام.خدا انشالله امثال دکتر کاویانی راد   ها را برای رشته ی جغرافیای سیاسی روز به روز بیشتر کند.

شخص بسیار موثر دیگر جناب دکتر عطا الله عبدی (دکترای جغرافیای سیاسی از دانشگاه تربیت مدرس) است که من با ایشان در سال دوم کارشناسی آشنا شدم.هنگامی که با ایشان 2 واحد درس" جغرافیای اقتصادی ایران"  داشتم و به این ترتیب آن دو واحد را برای خودم تبدیل کردم به میان بری برای آموختن  بیشتر جغرافیای سیاسی!  و من  مفهوم محصولات استراتژیک را  از ایشان فرا گرفتم .

من فقط با جناب دکتر دکتر عبدی دو واحد گذراندم اما تا الان اندازه ی 50 واحد از ایشان آموخته ام . آموختم که آن قدر که در کتابها می خوانیم   "فدرالیسم جغرافیایی ترین نوع حکومت است"   بالواقع می تواند در خصوص ایران این جمله به طور چشمگیری معنای خود را از دست بدهد ،به دلیل موقعیت جغرافیایی-سیاسی ایران و به دلیل گرگ های مدام گشنه ی نواحی پیرامونی سرزمین ایران که همیشه با شعار فدرالیسم و به رسمیت شناختن حقوق اقلیت ها، در واقع خواهان تکه تکه کردن این لحاف چهل تکه هستند البته اغلب به طور  نامحسوس و به ظاهر صلح طلبانه! 

این گربه ی زیبای نقش بسته بر  نقشه ی جغرافیا  انشالله همیشه  یکپارچه خواهد ماند حتی اگر "پان" های مختلف نخواهند. 

جا دارد که بگویم آن طور که من از جناب دکتر عبدی شناخت پیدا کرده ام ایشان واقعا حرف های جدید و متفاوتی را در زمینه ی مسائل قومی در ایران دارند که من تا الان از شخص دیگری نشنیده ام.  و واقعا درود بر ایران دوستی دکتر عطا الله عبدی به معنای واقعی کلمه.

 

فرد بسیار موثر دیگر دکتر حسین ربیعی(دکترای جغرافیای سیاسی از دانشگاه تربیت مدرس ) است. شخصی که پایان نامه ی ایشان با موضوع " معیار های مقبولیت حکومت دینی با تاکید بر تفاوت های مکانی" واقعا زیبا بود .ایشان جدا از اینکه استاد جغرافیای سیاسی هستند یک استاد با انضباط کاری و با اخلاق هستند. واقعا کلاس های ایشان نظم و انضباط عالی داشت و واقعا هر جلسه بر مبنای برنامه ای که ایشان از قبل در نظر گرفته بودند سپری می شد .حتی من شخصا شاهد بودم که ایشان در اول ترم برای همه ی  جلسات ترم برنامه ی مصوبی برای تدریس داشتند و به ایشان پیش خودم لقب "استاد برنامه مدار" داده ام.

 

در آخر از هر سه عزیز تشکر می کنم که به من  همیشه لطف کرده اند و پاسخگوی سوالات و پرسش هایم  با دل و جان  بوده اند و واقعا من را در همه ی عرصه ها راهنمائی کردند.

 

دوستان عزیزم :

حمیدرضا ابراهیم زاده که موفق به کسب رتبه ی 8 شده است (و از همین جا بهش تبریک ویژه میگم ) و من نمیدانم آن انسان عزیزی که با کسب رتبه 9 جدایی حمید از سعید را رقم زده است چه شخصی  بوده است که رتبه اش یک جدایی را رقم زده است!لبخند هر که است خدا یار و یاورش باد. حمید ابراهیم زاده واقعا استحقاق بهترین ها را در رشته ی جغرافیای سیاسی دارد به دلیل توانایی فوق العاده در به ذهن سپردن  مطالب علمی و از همین الان نظرم  این است که امید اول برای رسیدن به دکترا هستش البته اگر ادامه دهنده راه باشد و شکی ندارم که هست.

هادی سیفی فرزاد که هم اکنون در دانشگاه تربیت مدرس مشغول به تحصیل است و خیلی به من در راه رسیدن به رشته ی جغرافیای سیاسی کمک کرد و مشورت های با ایشون واقعا طلائی بود. واقعا آقا هادی به نظر من  دانش دوست ترین و فعال ترین دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی است که تا الان دیده ام و همیشه از مطالب وبلاگ به روز ایشون استفاده می کنم و واقعا نزدیک می بینم زمانی رو که خبر قبولی ایشان در دکتری را بشنوم.

وحید صادقی هم که دانشجوی محبوب دکتر حافظ نیا هستند و در راه رسیدنم به کارشناسی ارشد کمک فراوانی کردند.

جا داره که  از محمد بیگدلی،مهدی خسروی،احد،وفا مهدیزاد،مجید تلخاب،سجاد قاسمی،امید بابا،علی احمدی،حمید رحیم پور،مهدی خادم و ... که در طول دوره ی کارشناسی همراهی ام کرده اند تشکر کنم.

تازه کار شروع شده است و انشاالله در پناه پروردگار متعال بتوانم در راه اعتدال قدم بردارم و لطف دوستانم نصیبم شود تا روز به روز بیشتر بدانم.



  • سبزک
  • ای‌جکس