تاريخ : ۱۳٩۳/۳/۱ | ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده :

واقلمروآگاهی نمود فضایی دگرگونی در زندگی اجتماعی و بنیادهای سرزمینی است که عمدتا در پیوند جهانی شدن تفسیر می شود که طی آن پیوستگی اقتصاد، فرهنگ و سیاست با سرزمین ملی رو به سستی می نهد و جریانهای جهانی شدن ثبات مکانها و قلمروها را درمی نوردند. گردش آزاد و فزاینده سرمایه، خدمات، کالا، نیروی کار و اطلاعات در مقیاس کروی از وجوه جهانی شدن هستند. چنین ویژگی هایی، کارکردهای مختلف مرز را در قالب جداکنندگی و یکپارچه سازی دفاعی و اقتصادی، ایجاد مانع در برابر حرکت انسان، انتقال کالا و نشر اندیشه از یک سو و کشمکش و ارتباط، تحدید حدود منطقه اعمال حاکمیت و قدرت حکومت، شکل دهی به مناسبات اقتصادی و سیاسی حکومتها از سوی دیگر ابعاد مختلف قلمرومندی را متحول کرده است. بسیاری از پژوهشگران ظهور مفاهیم دهکده الکترونیک جهانی، انقلاب اطلاعات، گسترش جهان آگاهی، پایان جغرافیا و عصر سایبرنتیک، فشردگی زمان، سایش فاصله، ملت جهانی، حکومت جهانی، فرهنگ جهانی، اقتصاد جهانی و جهان واحد و دهکده جهانی و امنیت جهانی را از ویژگی های بنیادی دوران جهانی شدن دانسته اند. مجموعه رویدادهای نوپدید و رو به تکاملی که مفاهیم جغرافیایی حکومت، سرزمین، مرز، کشور، قلمرو و ناحیه را به چالش کشانده اند و مدعی قلمروزدایی، فرسایش مرزها و گرایش به منش جهان وطنی به جای اندیشه های ملی و محلی است. در حوزه مفهومی قلمروزدایی جهان های فوردیسم تولید، تقسیم فضایی کار و هژمونی سیاسی و گفتمانی دیرپایی کشور - ملت و اشکال سنتی ناسیونالیزم و انترناسیونالیزم رو به فروپاشی است و به جای آن الگوهای هویتی فرهنگی و فضایی واقعی و تصوری در مقیاس محلی تا جهانی ساخته می شوند. بر همین پایه، جهان گرایان بر این باور هستند که سازوکارهای قلمروسازی رو به سستی نهاده اند و کارکرد آنها دیگر جنبه سرزمینی ندارد. از اینرو، کارکرد سنتی پدیده های سیاسی - فضایی همانند کشور یا قلمرو، حاکمیت و مرزهای مشخص دیگر به سان گذشته تداوم نخواهد داشت و جریان های جهانی شدن از ابعاد مختلف (اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فناوری و غیره) باعث کاهش اقتدار مطلق حکومت ها در اعمال حاکمیت ملی می شوند.

مطالب بالا برگرفته شده بود از کتاب:

کتاب فلسفه جغرافیای سیاسی، نگارندگان: دکتر محمدرضا حافظ نیا و دکتر مراد کاویانی راد، انتشارات پژوهشکده مطالعات راهبردی 



  • سبزک
  • ای‌جکس