معرفی نظریه ژئوپلیتیکی: نظریه هلال بحران (زبیگنیو برژینسکی)

زبیگنیو برژینسکی[1] شخصیت برجسته سیاسی، دانشگاهی و همچنین مشاور امنیت ملی آمریکا در زمان ریاست جمهوری جیمی کارتر می باشد. او در سال 1979 و همزمان با سقوط رژیم شاهنشاهی و پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، کتابی تحت عنوان هلال بحران[2] نوشت و در آن به ارائه نظریه ای تحت همین عنوان پرداخت. این نظریه دربرگیرنده نقطه نظرات وی در خصوص مسائل خاورمیانه می باشد. او در کتاب و نظریه خود معتقد است که بحران خاورمیانه همچنان به عنوان یکی از مشکلات اساسی این منطقه در سالهای آینده باقی خواهد ماند.

برژینسکی در این نظریه از یک قوس بحران نام می برد که از شاخ آفریقا[3] و مصر شروع و تا هند ادامه دارد. به اعتقاد وی، سرنگونی رژیم محمدرضاشاه، روی کمانه شمالی این قوس، یعنی ایران، ترکیه، پاکستان و افغانستان (کشورهایی که بین شوروی سابق، اقیانوس هند و خلیج فارس قرارا گرفته اند) تاثیر می گذارد که خود باعث اتخاذ تصمیمات مهم در سیاست خارجی آمریکا می گردد؛ مثل کوشش آمریکا برای وادار کردن مصر و اسرائیل به نزدیکی هرچه بیشتر و تقویت پیوندهای نظامی میان پاکستان، ترکیه، یمن و دیگر کشورهای عربی بر ضد شوروی به منظور توسعه الگوی همکاری منطقه ای.

به اعتقاد برژینسکی، منطقه باصطلاح هلال یا قوس بحران، منطقه ای است که به دلیل پویایی و تحرک نیروهای داخلی آن، از توان لازم برای پدید آوردن چالش برای منافع ایالات متحده آمریکا در منطقه ذکر شده برخوردار است. او معتقد است که قوس بحران در سراسر کشورهای اطراف اقیانوس هند با ساختار سیاسی شکننده شروع شده و این امر خطر تجزیه نقاطی را دارد که برای غرب مراکز حیاتی هستند، اثر هرج و مرجی که ایجاد می شود، با نیروهایی پر خواهد شد که با ارزشهای آمریکا، دشمن و با دشمنان آمریکا، همدل هستند. این قوس بحران از اندونزی تا جنوب آفریقا را در بر می گیرد.

در واقع، وقوع انقلاب اسلامی در ایران و خروج ایران از اردوگاه آمریکا، موازنه قدرت منطقه ای میان ابرقدرت های دوران جنگ سرد را دگرگون ساخت. پیروزی انقلاب اسلامی موجب فروریختن سیستم امنیتی-منطقه ای خلیج فارس و خروج ایران از حلقه امنیتی سنتو گردید. سقوط این سیستم امنیتی و خروج ایران از پیمان سنتو، ابرقدرت ها و کشورهای منطقه را به شکل دهی نظام های امنیتی جایگزین واداشت. ایالات متحده آمریکا به عنوان بازنده عرصه تحولات ایران، جهت پر کردن خلا امنیتی ناشی از سقوط رژیم شاه، اقدام به اتخاذ تصمیماتی در این رابطه نمود. اعلام هلال بحران از سوی برژینسکی و دکترین کارتر مبنی بر تشکیل نیروهای واکنش سریع، عمده ترین اقدامات آمریکایی ها جهت مقابله با آثار و پیامدهای ناشی از انقلاب اسلامی ایران بود. به علاوه، آمریکا به انعقاد قراردادهای امنیتی دوجانبه با کشورهای منطقه دست زد. از طرف دیگر، واکنش ابرقدرت شرق به انقلاب اسلامی و بازتاب های منطقه ای آن به صورت حمله شوروی به افغانستان نمود عینی یافت. در عرصه منطقه ای نیز، همسایگان عرب حوزه خلیج فارس ، اقدام به ایجاد شورایی کردند که از آن به شورای همکاری خلیج [فارس] یاد میشود. عمده ترین وجه این شورا، بعد امنیتی آن می باشد. از دیگر آثار منطقه ای انقلاب اسلامی از حیث امنیتی، نزدیکی هرچه بیشتر اسرائیل و ترکیه و همچنین اسرائیل و مصر بود تا از این طریق بتوانند در مقابل امواج انقلاب اسلامی ایران مقاومت کنند.

برژینسکی حتی در نظریه منظومه های ششگانه خود که در اوایل دهه 1990 مطرح نمود، به منطقه هلال بحران نیز اشاره کرده و منظومه پنجم خود را به هلال مسلمانان یعنی کشورهای شمال آفریقا و خاورمیانه، ترکیه، کشورهای منطقه خلیج فارس، عراق، ایران، پاکستان و کشورهای جدید آسیای مرکزی تا سرحدات چین اختصاص داده است. به عقیده او، این صف بندی اگرچه از مشترکات بسیاری برخوردار است، اما در معرض نفوذ بیگانگان بوده و کماکان فاقد یک انسجام سیاسی و اقتصادی واقعی است.  


[1] Zbigniew Brzeniski

[2] Arc of crisis

[3]Horn of Africa

 

مطالب بالا برگرفته شده بود از کتاب:

نظریه های ژئوپلیتیکی، نگارنده: حسن رحیمی، نشر انتخاب  

/ 1 نظر / 354 بازدید
قاسم آبادی

لطفا نظریات ژئوپلیتیکی بیشتری را معرفی کنید