گوناگونی خاستگاه آراء در ایران

8-  آراء سرگردان

در جوامعی که سنت دیرپایی از انتخابات ومردم سالاری دارند ، شهروندان آن در قالب سازمان ها ، اتحادیه ها ، سندیکاها ، گروه ها و احزاب تشکل می یابند. در چنین جوامعی انگیزه رای دهی افراد برخاسته از پایگاه طبقاتی و منافع فردی آنها است . دیگر آنکه ساختار انتخابات پیوند نزدیکی با  ساختار حزبی دارد. پایین بودن میزان آراء سرگردان در جامعه گویای آن است که آراء شهروندان مبتنی بر پایگاه اجتماعی - اقتصادی آن ها  و برخاسته از همراهی آنان  با گروهها و احزاب سیاسی است . در انتخابات مجلس شورا ی اسلامی  و ریاست جمهوری در همه ی حوزه های رای گیری ، شماری افراد رای دهنده ای وجود دارند که نمی دانند به چه کسی رای دهند ، در همان پای صندوق ها تصمیم می گیرند و نام فرد مورد نظر خود را در برگه ی تعرفه می نویسند و به صندوق می اندازند . این آراء سرگردان و بی هدف میتواند به نامزدی یا جریانی داده شود که عوامل وی در کنار صندوق های ثابت و سیار حضور دارند که گاهی نظر خود را بر رای دهنده القاء  می کنند . یافته های موجود نشان می دهند در انتخابات ریاست جمهوری بر میزان این آراء افزوده می شود به گونه ای که  به سبد هرکدام از جریان های هماورد  سرازیر شود در کامیابی آن جریان اثر گذار خواهد بود. به نظر می رسد در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال 1376 بخش عمده ای از این آراء جذب سبد اصلاح طلبان شد . همچنین آراء جریان اصول گرا در نهمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری (به ویژه دور دوم) را می توان آمیزه ای از آراء دو گروه اصول گرایان  و آراء سرگردان دانست که یا جذب شعارهای عدالت خواهانه این جریان شدند یا در نفی جریان رقیب به آقای احمدی نژاد رای دادند . یکی از دلایل پیش بینی ناپذیری نتیجه ی انتخابات در ایران همین حضور شمار زیاد آراء سرگردان و شناور در جامعه است.

9-  آراء نگران :

خاستگاه این دسته از آراء معمولا نگرانی رای دهندگان از آینده ی خود است . شماری از افراد صرفا برای آنکه در  شناسنامه های آنها مهر انتخابات خورده باشد و به جهت نگرانی های بعضا موهوم  ، مانند نگرانی از آینده ی شغلی و حرفه ای خود ، به پای صندوق های رای می روند . این گروه از افراد معمولا یا آراء باطله به صندوق می ریزند یا از کسانی که در پای صندوق های رای حضور دارند ، کمک می گیرند.

10-  آراء مشروط

یکی از خاستگاه های آراء است که اخیرا متداول شده است ؛ بدین معنا که شخص رای دهنده با تماس با نامزد انتخاباتی ، رای دادن خود را به کاری مشروط می کند که نامزد نمایندگی برای وی انجام دهد. برای نمونه ، با صراحت به نامزد انتخاباتی می گوید من به شما رای می دهم به شرط آنکه برای فرزند بی کارم شغلی پیدا کنی . این نوع از رای دهی نیز در جامعه ما روبه افزایش است . آن دسته از آراء را که جنبه خرید و فروش دارند نیز می توان در شمار آراء مشروط به حساب آورد ، زیرا رای دهنده رای خود را به نامزد مورد نظر مشروط به تامین مبلغی پول تخصیص می دهد.

11-  آراء خفته

در کشور هایی که رای دادن افراد اجباری نیست طبیعی است که همواره درصدی از دارندگان حق رای به هر دلیلی شرکت نکنند . با این حال عموما نیمی از آن ها در انتخابات مشارکت دارند . روند انتخابات ایران هم جدای از این وضعیت نبوده است . این افراد معمولا دربرگیرنده ی دامنه ی بسیار متنوع و متفاوتی از گروه ها و افراد خارج از کشور تا گروه ها و افراد داخل کشور شامل قهرکنندگان ، سکوت کرده ها ، شرکت نکرده ها و ... می شوند . عدم حضور آنها با توجه به درصد و اثر گذاریشان آن چنان سنگین است که کسی را یارای نفی این واقعیت نیست . جستار عدم شرکت که گاه واقعیتی واقعا اعتراضی دارد را در دو سطح فردی و گروهی می توان بررسی کرد . در سطح فردی افراد خواهان عزت نفس ، احترام ، فردیت ، آزادی و حقوق اند و در سطح جمعی خواهان التزام برگزار کنندگان به نظارت عادلانه بر روند انتخابات از آغاز تا فرجام هستند . هرگاه رای دهنده و گروه های مرجع آن ها به این نتیجه برسند که حضور آن ها مهر تاییدی بر عدم التزام برگزار کنندگان است ، معمولا کنش اعتراضی آنان ماهیتی هیجانی از نوع عدم شرکت خواهد داشت . گاه همین آراء خفته اگر احساس کنند که داوطلبی در میدان رقابت انتخاباتی در برابر جریان حاکم ، مظلوم و محروم واقع شده است ، معمولا جدای از دیدگاه گروه های مرجع و آن هم از سر لجبازی به معترض(مظلوم) رای می دهند که دست کم اعتراض خود را آشکار کنند . همین ویژگی روانشناختی ملی باعث شده است جریان سیاسی مستقر نیز واکنشی اپوزیسیونی در داخل نظام نشان دهد تا از آن طریق هم کاستی های خود را توجیه کند و هم یتواند آراء رای دهندگان را به خود جلب کند که در هر دو حالت نتیجه انتخابات به ویژه در سطح ریاست جمهوری از قبل پیش بینی ناپذیر می شود.

12- آراء آرمان گرایانه :

افراد مختلف متناسب با پایگاه اقتصادی ، اجتماعی ، سطح تحصیلات ، گرایش های مذهبی یا عرفی و ... آینده و آرمانی برای خود و جامعه ترسیم می کنند و متناسب با آن اهداف و کارکردی بر می شمارند . بر پایه چنین آرمانی می پندارند جامعه بهتر راه تعالی را خواهد پیمود . بر این اساس ، متناسب با سوگیری برنامه نامزدها و عقبه تشکیلاتی و حمایتی آن ها و میزان سازگاری آرمان خود و برنامه نامزد انتخاباتی به گزینش و رای دهی می پردازد . چنین آرایی عمدتا خواست نواحی شهری بزرگ و پر جمعیت با شمار زیاد دانش آموخته است.

هرچند مواردی دیگر همچون جنسیت ، چهره ی ظاهری و ... قابل اشاره هستند با این حال تحلیل محتوا و درون مایه ی خاستگاه آرائی که برشمرده شد نمایان کننده ی آن است که اساسا بسیاری از مردم و رای دهندگان از ماهیت و اثر بخشی آراء خود در سطح کلان و فراگیر آگاهی لازم را ندارند و همین امر سبب شده است نگرش حاکم بر رای با دور اندیشی کمتری همراه باشد . هرچند این موارد عمدتا در انتخابات شورا و مجلس نمود بیشتری دارند.

از منظر جغرافیا ، آراء محدوده هایی که از آن ها با عنوان حوزه انتخابیه ، ناحیه و خرده ناحیه (محل) یاد می شود  گویای تلقی عمده ساکنانی است که با عنوان رای دهنده از آن ها یاد می شود.

به این مفهوم که ماهیت  آراء روستا و شهر ها متناسب با شمار جمعیت ، پیشینه ی فرهنگی و بافت جمعیتی شان با هم متفاوت است . در نواحی از کشور که اهل سنت تعداد بیشتری از جمعیت را شامل می شود ، ماهیت رای ، رای دهی و گروه های مرجع هم متفاوت است . از این رو ، افق دید ، توان اثرگذاری در سطح ملی و محلی آن ها نیز ناهمگون می شود . زیرا به طور کلی معیار گزینش نماینده بیش ار آن که خاستگاهی شایسته سالار داشته باشد ، به عوامل دیگری بر می گردد که به آن ها اشاره خواهد شد .

چنانچه نقشه پراکنش آراء مردم در انتخاباتی که دارای تنوع و کثرت آراء و داوطلب ( مجلس شورای اسلامی، شوراهای اسلامی  و گاه ریاست جمهوری ) است متناسب با خاستگاه رای آن ها ترسیم شود ، شاهد تنوع و تعدد خاستگاه آراء رای دهندگان (شهروندان) در حوزه های انتخابیه سراسر کشور خواهیم بود . بنابرین به هر میزان تعداد داوطلبان و پذیرش نماینده در انتخابات ، بیشتر و سطح حوزه های انتخاباتی خردتر باشد ، به همان نسبت شاهد تنوع انگیزه در رای دهی هستیم و رای دهندگان با آن قرابت بیشتری احساس می کنند ؛ اینجاست که مفاهیمی همچون همشهری ، هم استانی، هم تباری ، خویشاوندی ، هم طایفه ای ، هم زبانی ، هم محلی ، هم ولایتی ، هم کیشی و ... بسیاری از واژه هایی که با پیشوند  هم   آغاز می شوند در واکنش ها ، کنش ها و تفسیر رخداد های سیاسی نمود بیشتری می یابند . پیشوند هم در نگرش ایرانی در واقع قید نامحسوسی است که ظاهرا نشان دهنده ی دایره ی کوچک کم اعتمادی یا بی اعتمادی به غیر است .

شاید بر اساس همین ذهنیت است که گروه خانواده و آشنایان به عنوان اثرگذارترین گروه مرجع برای مشورت در رای دهی به داوطلبان مورد توجه مردم هستند .

با این اوصاف ، در بسیاری از حوزه های انتخاباتی ،خاستگاه آراء گویای آن است که رای دهنده هنوز نتوانسته است رفتار انتخاباتی خود را هدفمند ، راهبردی و عقلانی کند . مطمئنا چنین نگرش و تصوری ، مقوله مشارکت سیاسی را به شدت متاثر می کند و برآیند نهایی انتخابات در بسیاری از حوزه های انتخاباتی (به جز مراکز استان ها) فرد یا افرادی هستند که بر اساس یکی از پیشوند های هم ( که تعریف آن رفت ) با فرد رای دهنده قرابتی داشته باشند . زیرا نامزد ( که شاید بعدا نماینده شود ) حداقل از منظر عاطفی و احساسی می تواند پناهگاه فرد رای دهنده باشد و در زیر سایه و برکت وجود او دست کم از نظر عاطفی ، احساس امنیت کند                                                                                                                                                                     .

زیرا تجربه به وی آموخته است در جایی که تشریفات اداری و قضایی طولانی و قوانین نیز کم ثبات باشند ، باید از روش های دیگر نیز بهره جست . این در حالی است که رقابت جریان های سیاسی ، بسیاری از بد اخلاقی های انتخاباتی در قالب تخریب افراد و ناکارآمد نشان دادن مسئولان گذشته نیز بر جو بی اعتمادی و نا همگن سازی آراء خواهد افزود.

مطالب بالا برگرفته شده بود از کتاب :

جغرافیای انتخابات  ، نگارنده : دکتر مراد کاویانی راد  ،انتشارات دانشگاه خوارزمی

 

/ 0 نظر / 15 بازدید